على محمدى خراسانى
291
شرح مكاسب (فارسى)
موضوع آنها خطا و نسيان است مثل ديه كه موضوعش قتل خطائى است و سجدهء سهو كه موضوعش نسيان است و . . . كه اينها با خود خطا و نسيان ثابت مىشوند و معنا ندارد كه بوسيلهء خود اينها مرتفع شوند و از اثبات شيئى عدمش لازم آيد . ] [ نتيجه اخبار ] : قوله : و الحاصل : نتيجهء اجماعات منقول ، اخبار عمد الصبى خطأ ، اخبار رفع القلم ، [ كه مورد استدلال ما واقع شدند ] آنست كه : در آن افعالى كه قصد و عمد معتبر است و بدون قصد اثر ندارند ، اگر اين افعال از صبى صادر شد آن آثار را ندارد و قصد و عمد صبى وجودش كالعدم است . بنابراين انشائات كه قوامش به قصد است از صبّى اگر صادر شد اثر ندارد و ملغى است و فرقى ندارد كه اصالة و براى خود عقدى بخواند و يا به وكالت از بزرگترها ، و نيز قبض و اقباض او هم ارزشى ندارد و مثل عدم قبض و اقباض است ، كليّه تعهدات و التزامات او نيز ملغى است مثلا اگر از كسى ضمانت كند ، به نفع كسى اقرار كند ، مالى را نذر كند ، خانهاى را اجاره دهد و . . . هيچكدام مؤثر نخواهد افتاد . : قوله : و قال فى التذكرة : جناب علّامه در تذكره مطلب جامعى دارند كه در تاييد كلام خود از آن استفاده مىكنيم : ايشان فرموده : همانطورى كه تصرّفهاى لفظى و قولى صبّى صحيح و مؤثر نيست [ انشائات او ، عقود و ايقاعاتش و . . . ] همچنين تصرّفهاى فعلى و عملى او هم بىفائده است ، متفرع بر اين مطلب : 1 - اگر كسى مالى را به طفلى هبه كرد و ولىّ طفل هم هبه را قبول كرد ، ولى مال موهوب را به دست صبّى داد با اين قبض ملكيّت حاصل نمىشود ، و بچّه مالك مال نمىشود ، زيرا در هبه شرط ملك قبض است و قبض صبى كلا قبض است و اثر ندارد . پس كما كان مال به ملك مالك اصلى باقى است . 2 - اگر شخصى مالى را به ديگرى هبه كرده و ديگرى هم قبول كرده ولى به